این روزها

خورشید برای من طلوع می­کند، زمین برای من در گردش است،

ابرها برای من می بارند

وخدا همیشه منتظر من است ومن او را دارم.   

                                                          پس چرا سبز نباشم.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 16 آبان 1396 | 20:40 | نویسنده : مامان |

سلام خورشیدم، نفسمبغل

 


ادامه مطلب :

سطر برجسته زندگی من و بابا

میگیم خورشید پیشی ببین . به تی وی نگاه نمیکنی دنبال کتابت و پیشی میگردی. الهی فدات بشم. 🤗

موقع تعویض لباس گریه میکردی و خسته بودی بابا گفت بپوش بریم مامان مهتاب,ننوش. سریع آروم شدی,و ساکت. الهی فدای شما بشم. 

این روزها هوا سرد شده و لازمه شما لباس گرمتری,کلاهی و...بپوشی. رفتیم واست کلاه بخریم. حتی حاضر به پرو هم نشدی.
دو تا کلاه هم عمه خانم آیاتای جون واستون بافتن و فرستادن که کمی کوچیک هستن ولی بازهم اجازه ندادی که پرو کنم سرت.
البته متوجه شدم کلا از کلاه خوشت نمیاد و یک حالت ترس هم داری. مثلا به کلاه حوله پالتویی من واکنش نشون میدی و سریع درمیارم. یا وقت رنگ مو کلاه رنگ میذارم نمیای بغلم.سوال
امیدوارم زمستون و سرمای بیشتر اجازه بدی کلاه بپوشونیم سرت عشق کوچولوی من.

 

 


عاشق هله و هوله هستی برعکس خودم

البته عکس زیر پفیلا میخوری که باز مفیده.


عادت داری خم میشی و پهن میشی زیر مبل و کابینت و میز...بررسی میکنی یا تلاش میکنی وسیله ای که زیر افتاده برداری. فدای تلاشتتشویق

اسپره فشار میدی روی لباست و شکمت. بعد هم دست میکشی روی همه لباست. تعجبدقیقا حرکت بابا. یعنی دقیقا شما بچه ها مثل طوطی عمل میکنید. و چقد نیاز هست بزرگترها مراقب حرکات و رفتارشون باشن. 

لحظه ای غفلت و رفتن خورشید سر وقت کیف بنده

مدل خوابیدن شما توی ماشین

این دو جلیقه خیلی واسه خانواده عزیزن . یه جورایی حس خاصی بهشون هست و خوش یمن میدونیم. از سال ۵۰ تا امروز دست به دست بین ما و خانواده خاله جان سلطنت چرخیده . حالا هم که به شما رسیده. 

اولین باری که اجازه دادی گیرمو یکساعت به موهات بمونه. امیدوارم این روند ادامه پیدا کنه. 🤔😃فدای انار خوردنت

درادامه همین روز همچنان گیرمو به سر💃

لم  دادن خورشید روی عروسک عزیزش




[ موضوع : خاطرات]
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396 | 22:48 | نویسنده : مامان |