این روزها به روایت تصویر

خورشید برای من طلوع می­کند، زمین برای من در گردش است،

ابرها برای من می بارند

وخدا همیشه منتظر من است ومن او را دارم.   

                                                          پس چرا سبز نباشم.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 16 آبان 1396 | 20:40 | نویسنده : مامان |

سلام خورشیدم،نفسم، جانانمبوس


ادامه مطلب :

به گوشه موشه ها علاقه داری. دایم زیر میز نهارخوری درحال آمد و شد هستی بین پایه های صندلی. و جالب اصلا غر نمیزنی و گریه نمیکنی . راهتو بین پایه ها پیدا میکنی و میای بیرون . دوباره هم میری زیر. 🤗🤗فدات بشم. فدای کشف دنیا. الان از نظر ما بزرگترها یه کار خسته کننده س و تکراری ولی برای شما کشف و آشنایی دنیای جدید, دنیایی که قراره زندگی کنی .
 

 

 


دوست دارم بی نهایت

مثل قورباغه میشینی اون جلو یا سرپا و تق تق به تی وی😥کی بندازیش خدا داند. کلا تو کار تی وی ,رسیور,کنترل, موس, لب تاب و برقی. یا در زندگی گذشته برق بودی یا قراره درآینده مهندس برق بشی😄

جوراب و زانوبند هم جهت محافظت از زانو و پاها در این دوره از زندگیت که چهاردست و پا طی طریق میکنی.

با امیرعلی مهربون که خیلی جورشده بودی و بازی میکردی

کودک آزاری یا مادر آزاری مسئله این است. متاسفانه مدتیه چنگ میزنی مثل گربه. یکی دوبار اول با خنده گفتیم نکن و سرمون کشیدیم عقب. فکر کردی بازیه و همچنااان ادامه میدی و زخمی میکنی. و تلفااات بسیار. سعی میکنم که جدی تر برخورد کنیم تا متوجه بشی بازی نیست که غش غش بخندی تا از سرت بیفته😥

وقتی خورشید میره سر وقت کشو لباسهای سایز بزرگ . 😶متوجه میشم که باید جای این لباسها جابجا بشه وگرنه تا زمان پوشیدن چیزی نمی مونه 😄

و بعد هم برچسب لباس در میاره که نوش جان کنه. 

به اینجا ختم نمیشه لحظاتی بعد با این صحنه مواجه میشم پیش از رسیدن میهمان. فقط منتظرم ساعت خواب شما بشه و تعویض لباس و پوشک انجام بدم بخوابونمت و سه سوت قبل از رسیدن میهمان مرتب کنم.و گرنه فایده نداره الان🤕

و سریع سمت دیگه اتاق میره که مطمئن باشه همه جا ساپورت کرده

درحال شیطنت

ورشید بانو با گوشی عمو جون محمد

یاد گرفتی موشی میشی

شکار لحظه های فرشته جون

​​​​​​

مشغول شیطنت

بدون شرح




[ موضوع : خاطرات]
تاريخ : پنجشنبه 2 شهريور 1396 | 10:36 | نویسنده : مامان |