خورشید و روزهای ده ماهگی...

خورشید برای من طلوع می­کند، زمین برای من در گردش است،

ابرها برای من می بارند

وخدا همیشه منتظر من است ومن او را دارم.   

                                                          پس چرا سبز نباشم.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 16 آبان 1396 | 20:40 | نویسنده : مامان |

سلام فرزندم,دخترم,خورشیدم...بوس


ادامه مطلب :

واقعا باید خداروشکر کرد . چقدآفرینش زیباست.  موجودی از جنس خودت در شکم پرورش میده. به دنیا میاد.و هر روز و هر هفته کاملا متوجه روند رشد و تغییرات چه جسمی و چه مغزی هستی. 

آیا واقعا میشه این نظم دید و منکر خدا بود. 🤗😋

دخترم ,خورشیدم هرروز شاهد حرکت جدیدی هستیم و کاملا مشخصه روند رشد مغزی کودک زیر یکسال چه شیب تندی داره. حرکاتی که واقعا به نوشتن نمیاد. فقط باید دید و ذوق کرد. نمیشه توصیف کرد. و گاهی عکاسی هم قاصر از بیان قشنگی اون لحظه و اون حرکت. البته من هم کمی تنبلم در ثبت عکس. البته واقعا از روی تنبلی نیست. وقتی حرکت جدیدی میکنی یا کلا کار خاصی میکنی حیفم میاد دنبال دوربین باشم. میگم وایسم ببینم و لذت ببرم و ذوق کنم. شاید تا برگردم تمام شده باشه و یا حتی تمام نشده باشه حیفم میاد از پشت لنز دوربین ببینمت. دوست دارم بدون هیچ حریمی ببینمت و فدات بشم و بیشتر از پیش عاشقت بشم و شاکر خداوند.  🙏🙏❤❤

این ماه شونه زدن یاد گرفتی. با شونه ت موهای خودتو شونه میکنی و میکشی روی موهات. عزیزکم. 

این ماه یاد گرفتی میری روی مبل یا کلا ازسکو سرویس بهداشتی بالا میری.🤗

با بچه ها خیلی خوب ارتباط برقرار میکنی.  خوشحالم 🤗

با عروسک و اسباب بازیهات خیلی خوب مشغول میشی و بازی میکنی و هیجان نشومیدی.فعلا کمتر به تی وی علاقه نشون دادی. دوست نداری بشینی.  میگردی,میچرخی. خوشحالم. 🤗

عروسکتو میشناسی.  میگیم برو عروسک.  عروسک کو. میچرخی سمت عروسکهات. میمون بزرگ اهدایی ننوش مهربون خیلی دوست داری. بزرگه و سنگین. میری دمشو میگیری که بیاری تکون نمیخوره. با کمی فاصله میشینی و زووور میزنی بدون اینکه دستت به میمون باشه. دوباره خم میشی دمشو میگیری. فدات بشم که میدونی باید زور بزنی و تلاش کنی ولی راهشو هنوز نمیدونی کوچولوی مامان.  اینو هم کم کم یاد میگیره. خدای مهربون هرروز مغز کوچک شما رشد میده و چیزهای جدید یادمیگیرید😘😘فعلا ناز کردن فقط برای عروسک و خودت انجام میدی. میگیم لالا کن. سرتو روی عروسکت میذاری یا روی شونه من. 

برق لب تاب زیر میز پیدا کردی و شروع کردی به کشیدن. خواستم حواست پرت کنم . موس خراب خودتو زیر میز جاسازی کردم که بجای برق لب تاب به این گیر بدی و بکشیش بیرون. خیلی ریلکس رفتی موس کسی از بیرون گذاشتی کنار و دوباره برق لب تاب 😉😉🤔😋😐

مشغول چنگ زدن به ننوش بودی گفتم خورشید نکن مامان. کار بدیه.  موس کردی. سرتو گذاشتی بغل فرنوش و بعد از چند ثانیه شروع کردی چنگ زدن روی مبل. 🙂🙂😃عاشقتم 

 

برنامه خواب و خوراکت خیلی تنظیمه. نمیدونم موقتیه یا درآینده هم ادامه خواهد داشت. قربون ساعت فیزیولوزیک بدنت. بوسبغل

شب حدود ساعت ۱۰ فاز خوابت شروع میشه شیر میخوری و می خوابی. حدود ساعت ۲ هم شیر میخوری تا صبح ساعت ۷ که بیدار میشی کمی شیر و ۸ دیگه بیدار میشی و صبحانه ای میخوری. ساعت ۱۰ صبح شیر و چرت کوتاه نیم ساعته

ساعت ۱۱و نیم الی ۱۲ گرسنه غذا میشی و نوع بهانه گیریت متفاوت از تقاضای شیره.  ظهر بعد نهار ما شما شیر میخورید و با هم می خوابیم.  عصر میوه یا بیسکویت.  حدود ۷ شیر و چرت کوتاه نمیروزی. ساعت ۸ غذا و شام. ساعت ۱۰ شیر و خواب.  فدای تنطیمات بدنت. 😋

دایم شاکر خداوند هستیم و هرروز بیشتر عاشق




[ موضوع : خاطرات]
تاريخ : دوشنبه 30 مرداد 1396 | 0:11 | نویسنده : مامان |